پرسمان

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1392ساعت 10:26 توسط ..........|

 

به اطلا ع مخاطبین ار جمند می رساند با حول وقوه الهی وبلاگ پرسمان {مرات} به ادرس جدید منتقل شد بصورت ازمایشی مارا از نظرات خوبتان مطلع فرمایید http://meraatdez.blog.ir

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم تیر 1393ساعت 11:47 توسط ..........|

 
 
چرا امام حسن مجتبی(ع) کریم اهل‌بیت است؟

امام حسن مجتبی(ع) به منظور حفظ و حراست اسلام از گزند دشمنان و بدخواهان با همه قدرت تلاش کرد و در این راه حتی صلح با معاویه را پذیرفت تا مسلمانان را مصون داشته و به اعتلای اسلام و مسلمانان کمک کند .

امام حسن مجتبی (ع) 15 ماه رمضان سال سوم هجرت در مدینه چشم به جهان گشود . حسن بن على (ع) دوران جد بزرگوارش را چند سال بیشتر درک نکرد زیرا او تقریباً هفت سال داشت که پیامبر اسلام از دنیا رفت.

پس از آن، تقریبا سى سال کنار پدرش زندگی کرد و و پس از شهادت على (ع) 10 سال هدایت امت را به عهده داشت و در سال 50 هجرى با توطئه معاویه بر اثر مسمومیت در سن 48 سالگى به درجه شهادت رسید.

امام حسن مجتبی به کریم اهل بیت شناخته می شود چرا که آن بزرگوار نه تنها از نظر علم، تقوى، زهد و عبادت، مقامى برگزیده و ممتاز داشت، بلکه از لحاظ بذل و بخشش و کمک به نیازمندان نیز سرآمد بود.

هیچ نیازمندی از در خانه آن حضرت دست خالى برنمى گشت. هیچ آزرده دلى شرح پریشانى خود را نزد آن بزرگوار بازگو نمی ‏کرد، جز آنکه مرهمى بر دل آزرده او نهاده می ‏شد.

حسن بن على (ع) با تمام قدرت و توان در انجام امور خیر و نیک و رفع نیاز مستمندان فعال بود و هرآنچه را که داشت در راه خدا انفاق می کرد .

امام حسن مجتبى (ع) در طول عمر خود دو بار تمام اموال و دارایى خود را در راه خدا خرج کرد و سه بار ثروت خود را به دو نیم تقسیم کرده و نصف آن را براى خود نگهداشت و نصف دیگر را در راه خدا بخشید.

مبارزات حسن بن على (ع)

امام حسن (ع) فردى شجاع و با شهامت بود و هرگز ترس و بیم در وجود او راه نداشت. او در راه پیشرفت اسلام از هیچگونه جانبازى دریغ نمی کرد و همواره آماده مجاهدت در راه خدا بود.

جنگ جمل‏ و صفین

امام مجتبى (ع) در جنگ جمل در کنار پدر خود در خط مقدم می ‏جنگید . آن بزرگوار جنگ صفین نیز در بسیج عمومى نیروها و گسیل داشتن سپاه حضرت علی(ع) براى جنگ با سپاه معاویه، نقش مهمى داشت.

مناظرات امام

امام حسن مجتبى(ع) با شجاعتی که از خاندان خود به ارث برده بود و تعصبی که نسبت به دین اسلام داشت، هرگز در برابر دشمنان اسلام و مسلمانان کوچکترین کوتاهی نداشت و به هر شکل ممکن، حتی در قالب مناظرات کوبنده در برابر فعالان ضد اسلامی ایستادگی می کرد.

حضرت مجتبى (ع) حتى پس از انعقاد پیمان صلح که در نهایت درایت و هوشمندی امام انجام شد، بعد از ورود معاویه به کوفه، بر منبر نشست و انگیزه ‏هاى صلح خود و امتیازات خاندان امیرالمؤمنین را بیان کرد و در حضور هر دو گروه با اشاره به نقاط ضعف معاویه با شدت و صراحت از روش او انتقاد کرد.

امام در آن شرایط و موقعیت صلح را ترجیح داد تا مسلمانان را از گزند نبردهایی که به شکست آنها و شهادت می انجامد مصون داشته و در آرامش و صلح به تحکیم پایه های اعتقادی مسلمانان و تبیین معارف حقه اسلامی بپردازد .

در بررسى علل صلح امام مجتبى (ع) از نظر سیاست داخلى، مهمترین موضوعى که به چشم می ‏خورد فقدان جبهه نیرومند و متشکل داخلى است زیرا مردم عراق و بویژه مردم کوفه، در عصر حضرت مجتبى (ع) نه آمادگى روحى براى نبرد داشتند و نه تشکیل و هماهنگى و اتحاد.

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم تیر 1393ساعت 15:17 توسط ..........|

 

سوالاتی درباره روزه و روزه داری در ماه مبارک رمضان

 

1- آیا روزه باعث افت قند خون می شود

اگر فاصله بین دو وعده غذایی بیش از حدود 10 ساعت نباشد قند خون به میزان طبیعی حفظ می شود، اما در گرسنگی طولانی تر مثلا" در روزه بی سحری به ویژه در روزهای طولانی سال، قندخون، به کمتر از میزان طبیعی کاهش می یابد و این موضوع به ویژه در نوجوانان خطر آفرین است.

2- آیا روزه سبب لاغری می شود

در کسانی که به نحو صحیح روزه می گیرند و دو وعده غذای نسبتا" سبک در سحری و افطار می خورند روزه سبب لاغری می شود. به بیان دیگر ، اگر در هنگام روزه داری یک وعده غذای انسان حذف شود طبعا" کالری دریافتی کمتر از نیاز بوده و برای تامین مازاد نیاز به انرژی از چربی ذخیره در بدن استفاده خواهد شد و فرد لاغر می شود. اما اگر غذای مصرفی در سحر، افطار و تا هنگام خواب، در حــد نیاز بدن و یا حتی بیشتر باشد لاغری رخ نمی دهد.

3- چه غذاهایی برای سحری مناسب است

سحری باید ویژگی یک وعده ناهار را داشته باشد. ضمن این که باید به گونه ای باشد که احساس تشنگی را به حداقل برساند. غذاهایی که آب جذب می کنند مثل ماکارونی، ته دیگ و آش رشته ایجاد تشنگی می کنند. استفاده از سالاد و هندوانه تا حدود زیادی مانع تشنگی می شود.

4- آیا بدون سحری می توان روزه گرفت

بهتر است که این کار نشود. به خصوص در نوجوانان گرسنگی 24 ساعته سبب افت قند خون به میزان زیادی شده و سبب تحلیل رفتن عضلات می گردد که بسیار زیان آور است.

5- چه غذاهایی برای افطاری مناسب است

به دلیل آن که معده چند ساعت خالی بوده بهتر است با مایعاتی که تقریبا" درجه حرارت بدن را دارند شروع کنید. آب جوش یا چای کم رنگ یا سوپ هایی که زیاد غلیظ نباشند برای این منظور مناسبند. قند یا خرما که سریعا" جذب می شود بهتر است ابتدا با آب جوش یا چای خورده شود تا قند خون را کمی افزایش دهد.

6- آیا خوردن دو وعده غذا به جای سه وعده برای بدن ایجاد مشکل می کند

اصولا" هیچ ترجیحی برا ی آن که در طول روز مثلا" سه وعده یا چهار وعده غذا بخوریم در بزرگسالان وجود ندارد. اما در کودکان و نوجوانان به سبب کوچک بودن حجم معده حتما" سه وعده غذای اصلی و دو میان وعده لازم است.

در مورد نوجوانانی که روزه بر آنان واجب است باید حجم و کیفیت دو وعده غذای سحری و افطار در حدی باشد که نیازهای آنان را تامین کند و رشد آنان را به تعویق نیندازد.

7- آیا روزه سبب زخم معده می شود

عوامل بروز زخم معده اضطراب و استرس است. همچنین توان بدن در خنثی کردن اسیدهای معده نقش مهمی در این زمینه دارد. اصولا" چون افراد روزه دار از یک آرامش عرفانی برخوردارند، زمینه ای برای پیدایش زخم معده فراهم نمی شود. البته در کسانی که زخم معده دارند به ویژه در دوران فعال بیماری، ممکن است روزه گرفتن سبب تشدید عوارض شود.

8- آیا روزه مانع درس خواندن می شود

ممکن است در ساعات آخر روز و قبل از افطار، به دلیل کاهش نسبی قند خون قدرت تمرکز و یادگیری پایین بیاید. البته افراد با هم تفاوت دارند. توصیه ما این است که دانش آموزان و دانشجویان درس خواندن را از صبح زود شروع کنند و ساعات های آخر روز را برای استراحت بگذارند.

9-آیا روزه سبب پیدایش کمبود ویتامین ها و املاح بدن می شود

با خوردن سبزی و میوه و شیر در دو وعده سحر و افطار نیاز بدن به ویتامین ها و املاح بدن به خوبی تامین می شود.

10-آیا افراد دیابتی می توانند روزه بگیرند

دیابتی های نوع یک به دلیل آن که باید وعده های غذایی با فاصله معین و منظم باشند قادر به روزه گرفتن نیستند. در بسیاری از موارد دیابت نوع 2 نیز چون نباید فاصله غذاها زیاد باشد، روزه گرفتن دشوار است. تنها بعضی از افراد میان سال که دیابت نوع 2 خفیف و کنترل شده دارند، ممکن است بتوانند با نظر پزشک، آن هم در روزهای کوتاه سال، روزه بگیرند.


نویسنده: دکتر حامد پورآرام
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم تیر 1393ساعت 12:22 توسط ..........|

محاسبه ي سن تکليف را بیان کنید

نظر به اين که مبدأ محاسبه ي سن تکليف،آغاز تولد فرد مي باشد و تولد نوجوانان، کاملاً با يکديگر از حيث ماه و روزمتفاوت است، لذا براي اطمينان کامل اوليا و مربيان لازم است به نکات زير عنايت شود:
براي دختران با توجه به 9 سال قمري تمام، بايد به اين گونه عمل نمود.چون تفاوت سال شمسي و سال قمري حدوداً 11 روزاست، لذا به روش زير محاسبه مي شود:

اختلاف سال شمسی و قمری برحسب روز= روزهای تفاوت سال شمسی وقمری × سال قمری بلوغ
یعنی: 99=11×9
برای اطمینان بیشتر با محاسبه ی سال کبیسه = 5 روز
در نتیجه:
روز ماه سال شمسی روز سال کبیسه روز سال شمسی
16و 8 و 8 =104-9= (5+ 99) -9
سن تکلیف دختران بر اساس تقویم شمسی

لذا براي اطلاع دقيق والدين و اوليا در مورد دختران، مي توان فرمول مذکور را در نظر گرفت و درمورد پسران نيز به قرار زير عمل نمود:

 

به اين ترتيب با اطلاع از سن شناسنامه اي (شمسي)مي توان دقيقاً روز وماه و سال بلوغ شرعي (سن تکليف)دختران و پسران را محاسبه نمود تا از حيث انجام وظايف شرعي که بسيارمهم و حساس است، کوچکترين وقفه و يا خللي وارد نشود و اهميت دادن به آن هم درنظر نوجوان و هم دررابطه با اوليا و اطرافيان وي تأثير به سزايي دارد.
مسايل شرعي و احکامي که درهرمقطع بايد نوجوانان بدانند
با در نظرگرفتن اين که نوجوانان دختر و پسر درسنين متفاوتي به بلوغ شرعي مي رسند و اطلاع از احکام دين براي آنان واجب محسوب مي شود، لذا براي هر مقطع تحصيلي و با توجه به جنسيت نوجوانان، پيشنهاد مي شود اوليا و مربيان، اين نوع احکام و مسايل را که اطلاع از آنها براي هر نوجواني لازم است، با شيوه ي مطلوب و صحيحي به نوجوانان بياموزند.
نوشته شده در شنبه هفتم تیر 1393ساعت 9:31 توسط ..........|

سلفي ها و تكفيري ها چه كساني هستند؟

در حال حاضر یکی از عوامل مهم فتنه گری در منطقه جریان سلفی تکفیری است که در لباس دفاع از سنت، عملا در مسیر منافع غربیان گام برمی دارد.
در حضور این افراد در محافل و جوامع و انتشار آثار و فرآورده های فرهنگی آن در برخی از مراکز، باعث جلب توجه برخی از جوانان پرشور که از اقدامات سرکوبگرانه اشغالگران به ستوه آمده اند، شده است.

سیر تحول

سلفی‎ها روایات خود را مستقیما از احمد بن حنبل (متولد 241)، احمد بن تیمیه (متولد 728)، ابن القیم الجوزیه(متولد 751) و محمد بن عبدالوهاب تمیمی نجدی (متولد 1115-1206) می‎گیرند. سلفیه بعد از محمد بن عبدالوهاب به صورت یک شکل و ساختار سیاسی درآمد و هم پیمانی وی با محمد بن سعود پایه گذار حاکمیت آل سعود در عربستان به این روند تسریع بخشید. پیوند میان علما و حاکمان سعودی گرچه دچار تغییر و تحول شده است و شیوخ وهابی از برخی اختیارات خود از جمله بازداشت و امر قضا بازماندند اما در عین حال هنوز هم از وضعیت و جایگاه خوبی در نظام سیاسی سعودی برخوردار هستند. علاوه بر سرزمین حجاز، مصر نیز از تغییر و تحولات عقیدتی برکنار نماند و سلفی های این کشور با اقدامات و فعالیت‎های حسن البناء و جنبش اخوان المسلمین، سیر جدید ی در آموزه های عقیدتی اهل سنت تجربه کردند و باب های جدیدی برای این گروه جهت گشودن روزنه‎های محدود اجتهاد باز شد. اما با مرگ زودهنگام حسن البناء جنبش اخوان المسلمین تحت تأثیر اندیشه‎های دو شخصیت، به نام‎های ابوالاعلی مودودی و سید قطب قرار گرفت و آنها ضمن تثبیت روش پای بندی به متون دینی بر اساس دیدگاه های خاص فقهی خود، دیدگاه تکفیر را پی ریزی کردند.


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393ساعت 10:18 توسط ..........|

چرا اسلام با موسیقی حرام مخالف است

عواقب موسیقی در بعضی از احادیث وروایات: رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: ( کان ابلیس اول من تغنی): ابلیس اولین کسی بود که مرتکب غنا شد.(وسائل الشیعه ج12 ص231)

امام جعغر صادق علیه السلام فرمود: ( من انعم الله علیه بنعمة فجاء عند تلک النعمة بمزمارفقد کفرها ومن اصیب بمصیبة فجاء عند تلک المصیبة بنائحة فقد کفرها) کسی را که خداوند سبحان نعمتی به او عطا کند واو در اثر نعمت به وسائل آواز خوانی و موسیقی رو کند با این عملش ناسپاسی حق تعالی را مرتکب شده وهمچنین کسی که مصیبتی (برای امتحان و....) به او برسد وآه وناله کند او هم کفران نعمت نموده است.(کافی ج6 ص432) 1

-بی تفاوت شدن نسبت به ناموس امام صادق علیه السلام فرمود:(ان الشیطان یقال له : القفندر اذا ضرب فی منزل رجل اربعین یوما بالبربط ودخل علیه الرجال وضع ذلک الشیطان کل عضو علی مثله من صاحب البیت ثم نفخ فلا یغار بعدها حتی توتی نسائه فلا یغار).


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه هفدهم خرداد 1393ساعت 9:33 توسط ..........|

نکته:من بنا نداشتم خارج از پاسخ به شبهات مطلب بنویسم ولی متاسفانه بعضی از افراد اداب حضور در این فضا را ندارند نظیر بدون نام ونشان کامنت گذاشتن این چه هنری است که فردی بدون معرفی خود ش شروع به اظهار نظر کنند در روایات اسلامی ما امده است قبل از شروع کلام سلام کنید ولی بعضی از افراد نه تنها به این دستور عمل نمی کنند بلکه  توهین وتحقیر وتهمت  را حق خودشان می دانند وطوری وانمود می کنند که خودشان بیشتر از دیگرانمی فهمند 

این با کدام منطق اسلامی وانسانی ساز گار است ولذا این افراد باید  قبل از ورود در این عرصه اداب استفاده ازاین فضا را یاد بگیرند

 

آداب استفاده از اینترنت -

گفتن بسم الله الرحمن الرحیم:

معنی بسم الله گفتن در این جا این است: با کمک خداوند متعال وارد شد اینترنت می‌شوم. علما بر مستحب بودن بسم الله در ابتدای تمام کارهای مهم ـ به جز مواردی که آغاز آن‌ها در شریعت با ذکر مخصوصی آمده مثل تکبیر در اذان ـ تصریح نموده‌اند. با یاد خدا، برکت سرازیر می‌شود و شیطان دور می‌شود.[۱]

- فروگرفتن نگاه از حرام:

اینترنت با وجود این که نعمتی بزرگ است، اما فتنه‌ای بزرگ نیز محسوب می‌شود؛ در آن دعوت‌گرانی به سوی جهنم نیز وجود دارد که کسانی که دعوت آنان را بپذیرند، را در جهنم واژگون می‌سازند: ﴿ وَاللَّهُ یُرِیدُ أَنْ یَتُوبَ عَلَیْکُمْ وَیُرِیدُ الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ أَنْ تَمِیلُوا مَیْلًا عَظِیمًا﴾[النساء/۲۷]؛ خدا مى‏خواهد تا بر شما ببخشاید و کسانى که از خواسته‏هاى نفسانى پیروى مى‏کنند، مى‏خواهند شما دست‌خوش انحرافى بزرگ شوید. پس باید شخص مسلمان به ایمانش چنگ زند و از کسانی باشد که خداوند متعال آن‌ها را این‌ گونه توصیف کرده است: :﴿ وَالَّذِینَ لَا یَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِرَامًا ﴾[الفرقان/۷۲]،و کسانى‏اند که گواهى دروغ نمى‏دهند و چون بر لغو بگذرند، با بزرگوارى مى‏گذرند. وفرموده است:﴿ وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَقَالُوا لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَکُمْ أَعْمَالُکُمْ سَلَامٌ عَلَیْکُمْ لَا نَبْتَغِی الْجَاهِلِینَ﴾ [القصص: ۵۵]، و چون لغوى بشنوند از آن روى برمى‏تابند و مى‏گویند: کردارهاى ما از آن ما و کردارهاى شما از آن شماست. ‏سلام بر شما، ما خواهان [مصاحبت] نادانان نیستیم. لغو به گفتار یا کرداری که بدون فایده باشد، گفته می‌شود.

- خوف از خداوند به هنگام تنهایی و خلوت:

به هنگام خلوت با اینترنت، مؤمن قوی که صاحب قلب سلیم منیب اواه که تنها با یاد خدا آرام می‌گیرد از منافقی که در دلش مرض وجود دارد باز شناخته می‌شود. خداوند متعال منافقین را این گونه توصیف کرده است: ﴿ یَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلَا یَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَهُوَ مَعَهُمْ إِذْ یُبَیِّتُونَ مَا لَا یَرْضَى مِنَ الْقَوْلِ وَکَانَ اللَّهُ بِمَا یَعْمَلُونَ مُحِیطًا﴾[النساء/۱۰۸]، [کارهاى نارواى خود را] از مردم پنهان مى‏دارند و[لى نمى‏توانند] از خدا پنهان دارند و چون شبانگاه به چاره‏اندیشى مى‏پردازند و سخنانى مى‏گویند که وى [بدان] خشنود نیست او با آنان است و خدا به آنچه انجام مى‏دهند همواره احاطه دارد. و ثوبان رضی الله عنه از پیامبر خدا صلى الله علیه وسلم نقل کرده که ایشان فرمودند: گروه‌هایی از امتم را می‌شناسم که روز قیامت با نیکی‌هایی به اندازه کوه‌های تهامه می‌آیند؛ امّا خدای متعال آن نیکی ها را هم چون ذرات غبار پراکنده می سازد و نمی پذیرد! ثوبان گفت: ای پیامبر خدا! اوصافشان را برایمان آشکار فرما؛ مبادا ندانسته، از آنان شویم! پیامبر فرمود: آنان برادران شما و از میان شما می باشند که چه بسا چون شما نماز شب بر پا می‌دارند، اما آنها کسانی هستند که چون در خلوت با محارم الهی قرار گرفتند، پرده‌ی حرمت الهی را می‌درند [مرتکب گناه می‌شوند].[۲] از گناهانی که در خلوت انجام می‌گیرد، باید بسیار هراسید؛ زیرا از بزرگ‌ترین اسباب‌ بیماری‌ها و تباهی‌هاست

نوشته شده در پنجشنبه هشتم خرداد 1393ساعت 18:59 توسط ..........|

اگر به قول شيعه در غدير خم چندين هزار نفر حضور داشتند ، چرا بعد رسول خدا (ص) با ابوبكر بيعت كردند ؟

آيا همه اين افراد ، سخنان رسول خدا را آن‌هم بعد از چند روز فراموش كردند ؟

پاسخ :

هيچ يك از كساني كه در واقعه غدير خم حضور داشتند ، سخنان رسول خدا را فراموش نكرده بودند ؛ بلكه برخي به خاطر ترس از جان و مال و برخي ديگر به خاطر حبّ دنيا و رياست ، و يا به خاطر بغض و كينه‌اي كه از امير المؤمنين عليه السلام در سينه داشتند ، خود را به فراموشي زدند ؛ چنانچه غزالي ، عالم مشهور اهل سنت در باره پيمان شكني عمر بن خطاب مي‌گويد :

من خطبته في يوم غديرحم باتفاق الجميع وهو يقول: « من كنت مولاه فعلي مولاه » فقال عمر بخ بخ يا أبا الحسن لقد أصبحت مولاي ومولى كل مولى فهذا تسليم ورضى وتحكيم ثم بعد هذا غلب الهوى تحب الرياسة وحمل عمود الخلافة وعقود النبوة وخفقان الهوى في قعقعة الرايات واشتباك ازدحام الخيول وفتح الأمصار وسقاهم كأس الهوى فعادوا إلى الخلاف الأول: فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قليلا.

سر العالمين وكشف ما في الدارين ، ابوحامد غزالي ، ج1 ، ص4 ، باب في ترتيب الخلافة والمملكة

اين كتاب را در اين سايت نيز مي‌توانيد پيدا كنيد :

http://www.alwarraq.com

از خطبه‌هاي رسول گرامي اسلام (صلي الله عليه وآله وسلم) خطبه آن حضرت به اتفاق همه مسلمانان در روز عيد غدير خم است كه در آن فرمود : هر كس من مولا و سرپرست او هستم ، علي مولا و سرپرست او است . عمر پس از اين فرمايش رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) به علي (عليه السلام) اين گونه تبريك گفت :

«افتخار ، افتخار اي ابوالحسن ، تو اكنون مولا و رهبر من و هر مولاي ديگري هستي .»

اين سخن عمر حكايت از تسليم او در برابر فرمان پيامبر و امامت و رهبري علي (عليه السلام) و نشانه رضايتش از انتخاب علي (عليه السلام) به رهبري امت دارد ؛ اما پس از گذشت آن روز‌ها ، عمر تحت تأثير هواي نفس و علاقه به رياست و رهبري خودش قرار گرفت و استوانه خلافت را از مكان اصلي تغيير داد و با لشكر كشي‌ها ، برافراشتن پرچم‌ها و گشودن سرزمين‌هاي ديگر ، راه امت را به اختلاف و بازگشت به دوران جاهلي هموار كرد و [مصداق اين آيه قرآن شد :]

پس، آن [عهد] را پشتِ سرِ خود انداختند و در برابر آن ، بهايى ناچيز به دست آوردند، و چه بد معامله‏اى كردند.

البته ذهبي ، يكي ديگر از بزرگان اهل سنت ، همين مطلب را از غزالي نقل كرده‌ ؛ اما مثل هميشه دستان امانت‌دارش تغييراتي را به نفع عمر بن الخطاب اعمال كرده است .

رك : سير أعلام النبلاء، ج 19، ص 328 ، ترجمه ابوحامد غزالي .

ضمن اين كه بسياري از مسلمانان ؛ همانند فاطمه زهرا ، سعد بن عباده و ... تا آخر عمر و برخي ديگر تا ماهها بعد با ابوبكر بيعت نكردند ؛ ولي بعد از آن كه ابوبكر به قدرت كامل رسيد ، با زور شمشير و سرنيزه مخالفين را مجبور به بيعت كردند .

چنانچه محمد بن اسماعيل بخاري در صحيح ترين كتاب اهل سنت بعد از قرآن در باره عدم بيعت حضرت زهرا سلام الله عليها و ناراحتي آن حضرت از دست ابوبكر مي‌نويسد :

فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ - صلى الله عليه وسلم - فَهَجَرَتْ أَبَا بَكْرٍ ، فَلَمْ تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حَتَّى تُوُفِّيَت .

صحيح البخارى ، ج4 ، ص42، ح 2862.

فاطمه دختر رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) از دست ابوبكر ناراحت شد ، و تا زماني كه از دنيا نرفته بود ، از دست او ناراحت بود .

و نيز در باره تخلف بسياري ديگر از صحابه مي‌نويسد :

حِينَ تَوَفَّى اللَّهُ نَبِيَّهُ - صلى الله عليه وسلم - إِلاَّ أَنَّ الأَنْصَارَ خَالَفُونَا وَاجْتَمَعُوا بِأَسْرِهِمْ فِى سَقِيفَةِ بَنِى سَاعِدَةَ ، وَخَالَفَ عَنَّا عَلِىٌّ وَالزُّبَيْرُ وَمَنْ مَعَهُمَا .

صحيح بخاري ، ج8 ، ص 26 ، كتاب المحاربين .

زماني كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) از دنيا رفت ، تمامي انصار با مخالفت كردند و در سقيفه بني ساعده جمع شدند ، و نيز علي (عليه السلام) و زبير و كساني كه همراه آن‌ها بودند ، با ما مخالفت كردند .

براي اطلاع بيشتر در اين باره به اين آدرس مراجعه بفرماييد :

http://valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=salam&id=7

نوشته شده در یکشنبه چهارم خرداد 1393ساعت 9:32 توسط ..........|

دلایل برتری امیرالمومنین علی(ع) بر ابوبکر و دیگر صحابه

 ا گر فقط فرض کنیم حضرت علی امام معصوم نبود و فقط بعنوان یکی از صحابه بخواهیم او را بررسی کنیم نسبت به ابوبکر و دیگر صحابه چه برتری هایی داشته است؟ بررسی چگونگی به خلافت رسیدن ابوبکر به خوبی نشان خواهد داد که وی نه به خاطر لیاقت و برتری نسبت به دیگر صحابه بلکه با زور و تهدید و تطمیع به عنوان خلیفه انتخاب شده است. لذا ابتدا این مطلب را بررسی کرده و در ادامه به برتریهای کامل امیرالمومنین علی علیه السلام نسبت به ابوبکر خواهیم پرداخت: پیامبر اکرم (ص) در روز دوشنبه 28 صفر سال دهم هجرت وفات نمود (ارشاد ،ج1، ص189؛ تهذیب ،ج6، ص2؛ مصباح المتهجد،ص790) عصر همان روز در حالی که امیرالمومنین مشغول غسل و تکفین پیامبر بود (شیخ مفید، الارشاد، ج1، ص191.) عده ای از انصار در سقیفه بنی ساعده جمع شده و به دنبال تعیین خلیفه از سوی خودشان برآمدند و برای این امر سعدبن عباده را انتخاب کردند (الطبقات الکبری، ج2،ص218-218.) با آگاهی عمر و ابوبکر از این ماجرا آندو به سرعت به همراه ابو عبیده جراحو معن بن عدی وعویم بن ساعده به طرف سقیفه به راه افتادند. (طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج3،ص219) تا از قافله عقب نمانند. پس از کشمکشهایی فراوان بالاخره آنان ابوبکر را به عنوان خلیفه انتخاب کردند(طبری، تاریخ الامم و الملوک ،ج3، ص219-222) پس از آنکه حاضران در سقیفه همگی با ابوبکر بیعت کردند، عده‌ای برای تثبیت آن به راه افتادند. «ابن ابی الحدید» به نقل از «براء بن عازب» می‌نویسد: عده‌ای از بنی‌هاشم مشغول غسل رسول خدا بودند و من از شدت غصه و ناراحتیِ مصیبت وارده و از ترس اینکه مبادا خلافت را از دست بنی‌هاشم خارج سازند، بین این گروه و مسجد در رفت آمد بودم. در این اثناء خبر رسید که عده‌ای در سقیفه اجتماع کرده‌اند. ناگهان عمر و ابوبکر غیبشان زد. سپس خبر رسید که با ابوبکر بیعت کرده‌اند. طولی نکشید که ابوبکر به همراه عمر، ابو عبیدة جراح و عده‌ای از اهل سقیفه را دیدم که به راه افتاده‌اند و هر که را می‌بینند دستش را گرفته و به عنوان بیعت به دست ابوبکر می‌دهند خواه راضی به چنین عملی باشد یا از آن اکراه داشته باشد. سریعا خود را به بنی‌هاشم رساندم. آنان در را (برای غسل دادن رسول خدا) به روی خود بسته بودند. با شدت تمام در را کوبیدم و با فریادی بلند آنان را از بیعت مردم با ابوبکر آگاه ساختم. (شرح نهج البلاغه، ج 1، ص219.) عمر،‌ ابوعبیده، ابوبکر و همرانشان رفته رفته وارد مسجد النبی شدند در حالی که عمر مرتب اطراف ابوبکر می‌دوید و فریاد می‌زد: همانا مردم با ابوبکر بیعت کردند(ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج2، ص56)، ابوبکر بر منبر رسول خدا نشسته خطبه‌ای خواند. ابوذر که از مسئله بیعت آگاهی یافته بود به مسجد رفت و طیّ سخنانی مردم را به اطاعت از علی (ع) فرا خواند. (تفسیر فرات کوفی، ص81) در این اثناء قبیله از اعراب به نام بنی اسلم که برای تامین معاش خود وارد مدینه شده بودند با بیعت‌گیرندگان برخورد کردند. عمر به اطلاع آنان رساند که اگر در بیعت گرفتن یاری‌شان کنند در عوض مؤونه آنان را تامین خواهد نمود. آنان نیز پذیرفته و چوب به دست در مدینه به راه افتادند. تعداد آن‌ها به حدی زیاد بود که کوچه‌های مدینه مملو از آنان گردید.( تاریخ الامم و الملوک ،ج2، ص458) آنان هر کس را که می‌دیدند گرفته به زور و کشان‌کشان برای بیعت به نزد ابوبکر می‌آوردند.(شیخ مفید، الجمل، ص59) این روند بیعت گیری تا شب ادامه یافت. با فرا رسیدن شب آنها به منازل خود بازگشتند.(شرح نهج البلاغه، ج6،ص19) روز سه شنبه نیز ابوبکر به همراه عمر و ابوعبیده جراح به مسجد پیامبر آمدند و ضمن خواندن خطبه مجددا مردم را به بیعت با ابوبکر فراخواندند اما قبل از آن عمر منصب قضاوت و ابو عبیده منصب دریافت غنائم را بین خود تقسیم کردند.(عبد الرزاق صنعانی، المصنف، ج5، ص438.) اکثریت مورخین و سیره‌نویسان متقدم بر این عقیده‌اند که پیامبر در شب چهارشنبه به خاک سپرده شده‌ است. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج2، ص290؛ ابن هشام، السیرة‌ النبویة، ج4،ص314؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج2، ص251؛ یعقوبی، تاریخیعقوبی، ج2، ص114؛ طبری، تاریخ الامم والملوک، ج3، ص213.)برخی نیزمانند ابن هشام و طبری زمان دقیق‌تری از آن را تعیین کرده و تصریح کرده‌اند که این مسئله در نیمه‌های شب رخ داده است.(همان) روز چهارشنبه یعنی تنها دو روز بعد از وفات پیامبر(ص)، ابوبکر و عمر با نقشه ای حساب شده، دستور دادند که تمام مردانی که در سپاه اسامه بودند باید به لشکر اسامه در بیرون از شهر مدینه پیوسته و از شهر خارج شوند(مغازی واقدی،ج3، ص1122) هدف آنان کاملا مشخص بود چرا که آنان سعی داشتند تمامی مهاجرین و انصار را از شهر خارج کرده و آنگاه با خیالی آسوده به دنبال بیعت گرفتن از مخالفین سرسخت خود که تا آنموقع بیعت نکرده بودند به خصوص بنی هاشم و امیرالمومنین علی علیه السلام باشند.(مسعودی، مروج الذهب، ج 1، ص 657.) بیعت نکردن امام علی علیه‏السلام برای دستگاه خلافت سنگین و غیر قابل تحمل بود، از این رو تصمیم گرفتند که از علی علیه‏السلام و بنی‏هاشم و افراد دیگری که بیعت نکرده بودند، بیعت اجباری بگیرند. آنان دو روز بعد از تدفین پیامبر یعنی در روز جمعه اولین یورش را به خانه وحی انجام دادند(دانشنامة شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها، ص 236 و 237) یعقوبی در این باره می‏نویسد: ابوبکر و عمر که خبر یافته بودند گروه بنی‏هاشم با علی بن ابی‏طالب در خانه فاطمه دختر پیامبر خدا فراهم گشته‏اند، پس آنان با گروهی به عنوان مخالفت با این اقدام، به خانه هجوم آورند تا از علی علیه‏السلام و مخالفان خلافت ابوبکر بیعت بگیرند، به همین علت بود که عمر آن‏ها را برای بیعت ـ به سوی مسجد ـ کشید.(تاریخ یعقوبی، ج 1، ص 527( اینجاست که حوادث غمبار شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها و بیعت اجباری حضرت علی علیه السلام اتفاق می افتد. یعقوبی در ادامه جریان سقیفه چنین می‏نویسد:علی علیه‏السلام بیرون آمد و زبیر شمشیری حمایل داشت. پس عمر با او برخورد و با وی درگیر شد و او را بر زمین زد و شمشیرش را شکست و به خانه ریختند، پس فاطمه«علیهاالسلام» بیرون آمد و گفت: به خدا قسم باید بیرون روید وگرنه مویم را برهنه سازم و نزد خدا ناله و زاری کنم.(یعقوبی، همان، و نیز ر.ک: ابن‏قتیبه دینوری، الامامه و السیاسه، ج 1، ص 27 ـ 33) سپس آنان به زور علی علیه‏السلام و دیگر افرادی را که از بنی‏هاشم در آن‏جا گرد آمده بودند، به همراه خود بردند... حال شما خود قضاوت کنید. آیا با دقت در منابعی که ذکر شد ذره ای مقبولیت و برتری در ابوبکر مشاهده می کنید؟ آیا خلیفه شدن و به قدرت رسیدن اینگونه ای را نوعی کودتا نمی دانید؟

نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1393ساعت 18:46 توسط ..........|


آخرين مطالب
» اختصاصی
» اختصاصی
» اختصاصی
» اختصاصی
» پاسخگو
» پاسخگو
» پاسخگو
» اختصاصی
» پاسخگو
» پاسخگو
قالب برای بلاگ